خورشید باش که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی.
+
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:49  توسط حسين ملك ثابت
|
شاید این جمعه بیاید. شاید.
+
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:12  توسط حسين ملك ثابت
|
امروز نتیجه علی آمد او در امتحان تیز هوشان مرحله اول قبول نشد.و من هیچگونه احساسی نداشتم.و نمیدانم چرا؟
+
نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 0:3  توسط حسين ملك ثابت
|
دردیده بجای خواب آب است مرا زیرا که بدیدنت شتاب است مرا گویند بخواب تا بخوابش بینی ای بی خبران چه وقت خواب است مرا.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 1:0  توسط حسين ملك ثابت
|
غضنفر میره حرم امام رضا میگه یا امام رضا نمیدانم چرا با این همه طلا هشتم شدی.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 0:50  توسط حسين ملك ثابت
|
دیشب رفتیم عروسی مهدیه بعد از شام عماد افتاد توی استخر بعد زودی امدیم خانه به هر حال دوباره به عروس و داماد تبریک میگویم.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 0:28  توسط حسين ملك ثابت
|
به دوستم گفتم بیا سیگار را ترک کن . گفت اگر می خواستم ترک کنم از اول نمیکشیدم.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:20  توسط حسين ملك ثابت
|
من زیاد شنیدم کسی گمشده ولی هیچوقت فکر نکردم. چه بر دل باباو مادرش میرسه تا اینکه عماد فقط ۱۵ دقیقه گم شد و وای بر دل ما.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:10  توسط حسين ملك ثابت
|
علی فردا داره میره اردو شاید باور نکنی کجا میره .گفتند شب را در مدرسه بخوابند او که خیلی خوشحاله و من نگران.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:1  توسط حسين ملك ثابت
|
فردا عروسی خواهر زاده است چون فردا شاید نرسیدم . امروز به او و همسرش تبریک میگو یم. هر چند وبلاگ من را نمی خواند اصلا نمیداند من وبلاگ دارم به هر حال تبریک تبریک تبریک 


+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 0:54  توسط حسين ملك ثابت
|